هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

175

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

7 قونسول از جانب 7 دولت مقيم اين شهرند : [ 1 ] ايران [ 2 ] عثمانى [ 3 ] انگليس [ 4 ] اتريش [ 5 ] فرانسه [ 6 ] ايتاليا [ 7 ] بلژيك . 2 سال است كه « جنرال قونسول دولت عليّه ايران » ، به جهت سربلندى ملّت و افتخار رعيّت دولت متبوعهء خود ، يك قطعه زمينى ابتياع كرده ، در آنجا « مقبره مخصوص » و « خسته‌خانه » « 1 » و « دواخانه » ساختند ، كه در حين استعلاج ، محتاج به غير نباشند . تجار و معتبرى « ايران » نيز وجهى به اسم « امداديّه » عايد مدير « بيمارخانه » مىنمايند . اين نوع نيّات مقدسه در اعمال خيريّه ، كه هركس بانى و باعث مىشود ، جاى خوشنودى خدا و رسول او است . وجود اين اشخاص را در خارجه خيلى بايد غنيمت شمرد . از جمله صفات محسنهء اهالى اين صفحات ، يكى آن است كه يك نفر سائل به كف پيدا نمىشود [ و ] هركس مشغول به كارى است . هرچند مردمان بىبضاعت و مستحق خيلى است ، ولى اغنيا رعايت فقرا را نموده ، مواسات باهم دارند . چون در اين اوقات ، ايام ييلاق بود ، اكثر اهالى شهر به كوه و ييلاقات رفته بودند . بدين ملاحظه ، تماشاخان [ ه ] ها در حالت تعطيل مانده و مشغول به تعمير بودند . تفرّج‌گاه شهر در اين فصل تابستان ، منحصر به « باغ جماعت » شده ، كه « باغ ملّت » نيز « ژاردن دپيليك » « 2 » مىنامند . دو طبقهء اين باغ مملو از اشجار جنگلى است . خيابان‌هاى دلگشا به‌طورى خوش طرح نموده كه آب‌هاى زلال و خوشگوار در « انهار » و « آبشار » همواره در جريان است . درختان گوناگون به هم آويخته و گل‌هاى بوقلمون به هم آويخته [ دارد ] . در يك سمت باغ « قسطنسه » ، قهوه‌خانهء خيلى با سليقه [ اى ] مرتّب نموده‌اند . بعد از آن‌كه مترددين و تماشاكنندگان خسته شدند ، در اين‌جا آسايش مىنمايند و صغير و كبير و ذكور و اناث ، در اوقات عصر ، در اين باغ جمع شدذه ، هركسى با غريز خود بىمحابا در گردش و سياحت است . غير از اين تفرج‌گاه ، باغى چند در وسط شهر معمور و موجود است ، و بهترين

--> ( 1 ) . بيمارستان در تداول تركان عثمانى ، در ايران معادل آسايشگاه سالمندان است . ( 2 ) . ظاهرا منظور وى Garden de Public ( باغ ملى ) بوده است .